السيد الخميني
مصباح الهداية 126
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
الوصف به تبليغ مرام خود مىپرداختند . در مقابل اين فرقه ، جماعتى پيدا شدند كه در بسيارى از عقايد به طور كامل طرف مقابل فرقهء اول قرار گرفتند . اين جماعت ذوات انسانها را مستقل فرض كردند ، ولى افاعيل و آثار مترتب بر ذوات را مستقلًا ( جدا از مبادى فعل ) به ارادهء حق مستند كردند . اين فرقه كه خود را وارث و طرفدار سلف صالح معرفى مىنمودند ، كثيرى از احكام مستقلهء عقل را تخطئه كردند . از باب مثال ، خداوند را از ماده و لوازم آن تنزيه نمودند ، ولى صفات الهيه را از اين باب كه معناى صفات و هويتِ نعوتْ زيادت اين اوصاف بر ذات است ، چنان كه در انسان زايد بر ذاتاند ، غير از ذات دانستند ؛ و ناچار خود را از چند جهت در دام تشبيه گرفتار كردند . حتى كار را به آنجا رساندند كه حكم به كفر قايلان به عينيت صفات و ذات كردند ! در اين فرقه نيز « دُم كلفتهايى » ( به اصطلاح عوام ) در صحنهء زمان ظاهر شدند ؛ و اين فرقه با فرقهء اول در حد دو نقيض قرار گرفتند ، و به تكفير يكديگر پرداختند ، و خون بسيار از طرفداران اين دو فرقه بر زمين ريخت . حكام وقت هم « لدى الحاجة » ( چون تكليف حكام جور معلوم است ) گاهى از قدريه ، و زمانى از طايفهء دوم ، كه به اشاعره موصوف و به « مشبِّهه » مشهورند ، طرفدارى مىكردند . هر يك از اين دو فرقه به زعم خود جانب حق را مراعات مىكردهاند . « مفوّضه » گمان مىكردند اسناد افاعيل عباد به حق نوعى اسائهء ادب به مقام ربوبى است ، و تنزيه حق را از افاعيل ممكنات تجليل او مىپنداشتند ، و خيال مىكردند استناد افاعيل مخلوقات به حق و تعذيب آنها به دليل ارتكاب معصيت با عدالت الهيه سازش ندارد كه البته اين اشكال بر فرقهء محقّه وارد نيست ، و كلام بلند « لا جبر ولا